تبليغاتX
""مصباح الهدی""

""مصباح الهدی""

به نام خدا

ابتلائات و محرومیتها (2)

 

خدامارابرای شادی آفریده نه برای غم. خدای واحدغنی وقوی محال

است مخلوقی رابرای ناراحتی وغم بیافریند.اگر این بشارت را که

مارابرای شادی آفریده اند باورکردی وبه خودت قبولاندی

دیگرغم وجودنخواهدداشت.این مژده مال کسی است که آن راباورکند

همین که فهمیدی دنیافانی شدنی است ودرنتیجه مشکلات ومحرومیتهایش

همیشگی ودائمی نیست وبالاخره روزی تمام خواهد شد نصف غم هایش

باطل می شود. مشقت وغم دنیا وسیله ای است برای خوشی وشادی.

 


درزمانهای قدیم بچه هابازیی میکردند به نام حمومک مورچه داره

 بشین و پاشو خنده داره ،دنیاهمان حمومک است و هیچ کس ثابت و

 برای همیشه نمی تواند درآن بشیند. امروزبه آنها می گویند پشت میز

 فلان اداره یا داخل فلان ملک و خانه و...بشین و فردا می گویند پاشو.

 این نشستن و بلند شدن هردو خنده داره. نکند وقتی گفتند بلند شو

محزون وغصه دارشوی.

 قرآن فرمود: تا برآنچه ازدستتان میرود غصه داروازآنچه به شما داده

 می شود خوشحال نشوید.

امیرالمومنین(علیه السلام) فرمودند:زهددربین همین دوجمله ی قرآن است

 


 

همیشه به خودت بگو خدا با من است .توجه به این حقیقت سبب

 می شود که مردن هم برای انسان آسان شودچه رسدبه مشکلات کوچکتر

 

اگر کسی ارتباطش با خدا کامل باشد مرگ و حیات ، عزت و ذلت،

 و فقر وغنا برایش یکسان است

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و پنجم اسفند 1387ساعت 9:56  توسط زهرا  | 

محرومیتها و ابتلائات

ازحضرت امیروحضرت زهرا(سلام الله علیهما) است که: فعله قول، خداوند

 با کارهایش با ما حرف می زند.

هروقت غصه دارمان کرد یعنی با ما کاری دارد.غم،پیغام دوست است،

 غم پیغام اوست،وقتی غم آمد با او خلوت کن ببین چه کار با تو دارد

هردرکه به هر کجاست شب بربندد    الا در دوست را که شب باز کنند

مقصود از شب اوقات گرفتاری است

 


جوانی که ازکودکی پدرش رابسیاراذیت کرده بودبعدازاینکه بزرگ شد

وازدواج کرد به یاداذیت هایی که به پدرش کرده بودوخوبی هایی که پدر

 به او کرده بود افتاد.

 نزدپدررفت وبه اوگفت:من شماراخیلی اذیت کردم وشمامحبت های زیادی

 درحق من کرده اید مراحلال کنید.پدر هم به او گفت حلالت کردم.

مدتی بعدجوان به یادسیلی افتاد که روزی پدرش به اوزده بودو اوبه خاطر

کودکی از پدرش رنجیده شده وکینه اورا به دل گرفته بود اما امروز

می فهمید که آن سیلی او را از چه انحراف و خطر بزرگی حفظ کرد.

لذا نزد پدررفت وبه اوگفت: پدرجان، همه ی خوبی هایی که تا به حال به

من کرده ای یک طرف وآن سیلی که آن روز به من زدی یک طرف

 امروزمی فهمم که آن سیلی ازهمه ی محبت های دیگری که به من

کرده ای بالاتر است و به خاطر ان از شما سپاس گذارم.

 

روزی که فهم انسان باز شود خواهد دید که ابتلائات و گرفتاری هایی که

 خدا برای اوپیش آورده است چه خیرهایی برای اوداشته است وخداوند از

رهگذرآنها محبتی به اوکرده که درخوشی ها ونعمت ها چنان محبتی به او

نکرده است.به همین خاطراست که وقتی خدا پرده را برمی دارد انسان

غصه می خورد که چرا به خاطرابتلائات ومحرومیتهای دنیا غصه 

خورده است وآن روزبیش ازآنچه برای نعمت ها وگشایش ها شاکراست

 به خاطر محرومیتها و ابتلائات شاکر خواهد بود

 


 خوبان مثل پدری هستند که بچه نا فرمان ومتخلفش راازخانه بیرون

کرده است و به همه اقوام وآشنایان هم سپرده است که اگربه درخانه

 آنها رفت به منزل راهش ندهند.منتها خودپدردرداخل خانه پشت دربه

انتظاربازگشت فرزندش ایستاده و آغوشش را گشوده تا وقتی فرزند

 بازگشت درآغوشش بگیرد

 

گاهی اوقات خداوخوبان خدا با بعضی ازدوستانشان این گونه رفتار

می کنندوهمه درها را به روی آنها می بندندتا به آنها بفهمانند که جزپیش

ایشان جایی نیست

 


 وقتی پدرو مادرازروی محبت لباس کثیف بچه را بیرون می آورندواورابه

 حمام می برندومی شویند بچه گریه می کند.

خدا هم وقتی با ابتلائات می هخواهد بنده اش را پاک کند ولباس تمیز بر تن

 او کند او چون جاهل است گریه سر می دهد و ناله می کند


اولین کسانی که به خاطرمحبت زیاد بچه راچشم می زنند وبچه مریض

می شودپدرومادربچه اند

 خدا هم هروقت به بنده اش نظر کند او را مبتلا می سازد

 

 التماس دعا

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و سوم بهمن 1387ساعت 15:19  توسط زهرا  | 

باور و یقین

همه کاستی ها وناقصی ها از ضعف باوراست. همه اذکاروعبادات

 هم برای ایجاد  باوراست. با اذکاروعبادات انسان به خود تلقین می کند

 وبا تکراروتلقین، باورویقین ایجاد می شود.

تلقین آن قدرشریف است که حتی برای مرده هم موقع دفن تلقین می خوانند

 ووقتی که تلقین خواندند نکیرومنکرمی گویند کاراودرست شده.

 پس چرا انسان تا زنده است به خود تلقین نخواند

به خدا و خوبان خدا خوش باور باشید بیشتر اهل بهشت افراد یاوه

 و زود باورند. کسانی که هر جه خدا به آنها می گوید توبه که کردید

 گناهتان را آمرزیدیم باورنمی کنند خود را از آمرزش الهی محروم

 می کنند و به بهشت راه ندارند لذا در حدیث داریم که تنها کسی از

 حجاج که در روز عرفه در عرفات حضوردارند بخشیده نمی شوند

 کسی است که شک کند که آیا من هم بخشیده شده ام

اکثر اهل جنت و بهشت انسانهای خوش باور و ساده هستند

چون زودتر به باورویقین می رسند.

 


چوپان روستایی ساده دلی که متوجه شد دختر شاه که همراه ندیمانش

 برای تفریح به ده آمده بودند به او نگاه می کند سراغ مادرش رفت

 و به او گفت: برو از دختر شاه برای من خواستگاری کن چون امروز

 مرا نگاه می کرد و فهمیدم خواهان من است. خوب است ما هم در رابطه

با خداوموالیانمان همین طورخوش باورباشیم وبگوییم آنها ما را می خواهند

 


نیل به تمام فضیلت ها و شرافت و ثوابهایی که در روایات ذکر شده

به یک چیزاحتیاج دارد و آن باوراست. اگرباورکردی، مال توست و

 بهره می بری اما اگرحاشیه زدی محروم می شوی حتی ائمه فرمودند

 که اگر حدیثی را جعل کردند وبه ما نسبت دادند که اگرفلان کاررا بکنی

 فلان ثواب به تومی رسد و شما باورکردید وبه عشق ما عمل کردید

 بر ماست که به شما مزد دهیم

 

هر چه می توانی در باورت بکوش در اصلاح نیاتت بکوش.

 کسی را که باور نکند به شهر خدا راهش نمی دهند.

کسی که با باور به شهر خدا برود دیگر بیرون نمی آید برای چنین کسی

همه ماه ها شهر الله است.

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه نهم بهمن 1387ساعت 1:41  توسط زهرا  | 

مومن

المومن کالجبل الراسخ لایحرکه العواصب: مومن مثل کوه استوار است

 بادهای شداید و سختیها مومن را تکان نمی دهد

 

صاحب مال قیمت مال را می داند.خدا یک موی سر مومن را به همه ی

 عالم نمی فروشد. شما قیمت خودتان را نمی دانید لذا گاهی اوقات خودتان

 را ارزان می فروشید.

بهلول الاغ لنگی داشت آن را به حراجی گذاشت تا بفروشدحراجی شروع

 به تبلیغات کرد که این الاغ نیست بلکه براق است و همان مرکبی است

که پیامبر اکرم(صلی الله علیه وسلم) با آن به معراج رفتند.

 آن قدر از الاغ تعریف کرد که خود بهلول باورش شد ودید حیف است

 آن را بفروشد لذا فریاد زد نمی فروشم نمی فروشم و حق الزحمه حراجی

 را دادوالاغ را پس گرفت. بدن مومن براستی براق است وبا آن عبادت

می کند و به معراج می رود هر چه خدا و اولیاء خدا می گویند توخوبی و

 با ارزشی تو باور نمی کنی و خودت را بد و کم ارزش می دانی.

 مشکل در باور خودت است. شخصی که خود را حقیر و بد می پندارد

 و لذا خود را ارزان می فروشد اگر کسی پیدا شود که حق مطلب را در

 توصیف ارزش و بزرگی یک دوست اهل بیت ادا کند و آن شخص هم آن

 را باور کند دیگر حاضر نخواهد شد آن را در قبال متاع کم ارزش دنیا بفروشد

 


دل که غمناک شود خیلی کوچک می شود و دیگر نمی شود چیزی در آن

 ریخت دل مومن آنقدر وسیع است که آسمان و زمین و عرش و کرسی

و خود خدا در آن جا میگیرند ولی وقتی غمناک شود کوچک می شود

 

مومن نزد خدا شریف است و یک موی او را در قبال همه ی زمین

و آسمان نمی دهد

 

التماس دعا

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و یکم آذر 1387ساعت 9:11  توسط زهرا  | 

اغنتام فرصت

 

اعمل لدنیاک کانک تعیش ابدا:برای دنیایت چنان کارکن که گویی برای ابدزنده خواهی بود  

(دیر نمی شود. عجله نکن. وقت هست)

واعمل لاخرتک کانک تموت غدا: و برای آخرتت چنان کار کن که گویی فردا خواهی مرد.

(فرصت کم است. سریع باش)

 

امیر المومنین (علیه الاسلام) فرمود

گذشته که گذشت , آینده هم که هنوز نیامده است , بیا و فرصت بین این دو نیستی را

غنیمت بشمار که تنها موجودی نقدی تو همین است. اگر این کار را بکنی هم از غصه

 نجات پیدا می کنی و هم از آمال و آرزو خلاص می شوی. مومن ابن الوقت است.

 


ساعت ها چقدر سرعت دارند برای تمام کردن روزها.

 روزها چقدر سرعت دارند برای تمام کردن ماهها.

ماهها چقدر سرعت دارند برای تمام کردن سالها

و سال ها چقدر سرعت دارند برای تمام کردن عمرها.

 پس فرصتمان خیلی کم است و باید آن را غنیمت دانست و به هدر نداد

و باید در کار ها سرعت داشت.

 


امروزه همه ی مرد و زن راه افتاده اند دنبال نخود سیاه

نخود سیاه یعنی کارهایی که صرفا سرگرمی است

 نکند بروی دنبال نخود سیاه و ازاصل عقب بیفتی

 خودت را خدا می خواهد , خیلی بد است که صانع انسان , آدم را بخواهد

 وآدم کوتاهی کند.


 خدایا هنگام غفلت مرا به یاد خود هوشیار گردان

 و تا اجل فرا نرسیده است به طاعت خویش وادار

 

 التماس دعا

+ نوشته شده در  چهارشنبه ششم آذر 1387ساعت 16:31  توسط زهرا  | 

تسلیم

 

وما اوتیتم من العلم الا قلیلا: و جزاندکی از علم به شما داده نشده است.

حالا که علم نداریم پس هر چه خدا کرد صابر باشیم چون او می داند و خودمان

نمی دانیم که چه چیزی برای ما خوب است . اگر پرده کنار رود و به حقایق واقف

شویم بیش از آنچه برای دعاهایی که خدا اجابت کرد شاکریم برای دعاهایی که

اجابت نکرد شاکر می شویم. چون می فهمیم اگر آن دعاها را اجابت کرده بود چه

بلایی به سر خود آورده بودیم. حالا که اینطور است پس بیایید با خدا توافق کنیم.

 


 

چون مومن زیرک است و می داند که به هرحال اراده خداوند حاکم است از

 همان اول تسلیم خواست و اراده او می شود.

 در حدیث قدسی آمده است : ای داوود! من چیزی را اراده می کنم و تو هم چیزی

را قصد می کنی و واقع نخواهد شد مگر آنچه که من اراده کرده ام.

پس اگر به آنچه که من اراده کرده ام تسلیم شوی و تن بدهی هر آنچه را اراده کنی

 به تو می دهم و اگر به آنچه که من اراده کرده ام تسلیم نشوی تو را در آنچه اراده

کرده ای به تعب و سختی می افکنم و سپس واقع نخواهد شد مگر آنچه من اراده

 کرده ام. اگر مومن تسلیم خواست او نشود خداوند آن قدر او را نمد مال می کند

تا تسلیم شود . اینکه فرمود  به آنچه  من اراده کرده ام تسلیم شوی هر آنچه را

اراده کنی به تو می دهم به این معنی نیست که خدای عالم تابع هوسهای بنده جاهل

 می شود بلکه به این معنی است که چون بند تسلیم اراده ی خداوند شده است

هر چه خداوند اراده کند برای او گوارا و مطبوع خواهد بود به نحوی که گویی

 خودش آنرا اراده کرده است.

 


 

مومن مانند بچه دوسه ساله ای است که روی پاهای پدر و در بغل او نشسته است

و به این فکر می کند که بلند شود و بازی و جست و جو کند وبه هر جا که

دلخواهش است برود. پدر هم مانع نمی شود و ضمن اینکه مراقب اوست وی را

آزاد می گذارد.

 بچه پس از آنکه برخاست و مقداری این طرف و آن طرف دوید خسته می شود و

 در می یابد که هیچ جا بهتراز دامان پدرش  نیست. لذا دوباره به آغوش او باز

می گردد و همان جا که در آغاز نشسته بود می نشیند.

مومن نیز پس از آنکه مقداری به اتکاء اختیارخود و برای رسیدن به خواسته هایش

 تقلا نمود و خودراخسته کرد پی می برد که هیچ جایی بهتر ازدامان خداو اولیائش

 نیست. لذا به اختیار خود به آغوش خدا و اولیائش باز می گردد و به مقدرات الهی

 تن می دهد و به قضای الهی تسلیم می شود.

ارزش اختیار ما به این است که با اختیار خود خود را تسلیم خدا و اولیائش کنیم.

 


بایید بیابیم که در قبضه خدا هستیم و جایی بهتر از آن نیست.

 اگر به آن تن بدهی بهترین جاست و اگر تن ندهی چون امکان بیرون رفتن از آن

وجود ندارد بسیار سخت به تو خواهد گذشت

 

به حکم او تن بده و محکوم او شو تا حاکم شوی.

بندگی گوهری است که حقیقت آن پروردگاریست.

اهل حکمت بودن یعنی محکوم او شدن و تن به حکم او دادن.

 

در این دنیا تا انسان عبد و تسلیم خدا نشود نجات ندارد.

 

+ نوشته شده در  شنبه بیست و هفتم مهر 1387ساعت 12:45  توسط زهرا  | 

دعا




در دعاهایمان هر چه را که برای ما نافع نیست خدا می گوید باشد برای فردا


و هر چه را که نافع است بلافاصله می دهد.


خدا زینت و زیور دنیا را برای مومنین خیلی دوست ندارد ولی آخرت را زود به آنها می دهد.


کسی که آخرت را دارد چه سیر باشد و چه گرسنه بهره دنیا را هم می برد.


خدا هرچه خیر محض است عطا می کند.

 هروقت غنا برای مومنین نافع باشد غنا می دهد


وهروقت فقر برای او خیر باشد فقر می دهد.


لذا کسانی که به این حقیقت پی برده اند هر چه او می کند هیچ نمی گویند.


انشاءالله ما هم هر وقت خدا کم و زیاد کرد با خدا دعوا نکنیم



انشاء الله هروقت گرفتار شدی و احتیاجی پیدا کردی چه دنیای په اخروی این آیه به یادت بیاید


(الیس الله بکاف عبده : آیا خدا بری تامین خواسته بنده اش کافی نیست)


چون همه گرفتاری ها و حاجتها را رفع می کند . این آیه مثل سخن پدری است که به بچه اش

می گوید


بچه جان چرا غصه می خوری؟ مگر پدرت به فکر احتیاجاتت نیست که تو غصه می خوری؟

 



اشرف مخلوقات پیامبر بزرگوار اسلام فرمود: که مالک عالمین (جل جلاله)می فرماید:


هرگاه دل بنده من در بیشتر احوال به ذکر عزت و جلال و شکر نعمتم با کمال

 حسن نیت مشغول باشد وعده او این است که کار او را به هیچ غیری حواله نکنم

و در هیچ مقامی او را به حال خود نگذارم همه خواسته ها و حاجات او را به کرم

 خود برآرم تا آثار فضل خود را همنشین او گردانم انوار لطف خود را رفیق و

قرین اوسازم واگر در خلوت خانه محبت(دل) سخن گوید

چنان سازم که جواب آن هاتف غیبی به دو رساند و چشم و دل او را ناظر نور

جلال احدیت خود گردانم...


گرمرادخویش خواهی ترک وصل مابگوی    ورمراخواهی رها کن اختیارخویش را



شاید اهل بیت تاکنون هیچ یک از خواسته های دنیوی ما را برآورده نکرده باشند


و اگر می بینیم چیزی از آنها را هم داده اند قبل از درخواست ما تقدیر شده

 و مقدر ما بوده است و ما خیال کرده ایم که خواسته ما برآورده شده است.

 این بدان خاطر است که آنها دلسوز ما هستندو می دانند که غالب خواسته های

جاهلانه ما به صلاح ما نیست.


اصلا همه تلاش آنها این بوده است که دل ما را از دنیا بکنند وبه سمت بهشت و

آخرت توجه دهندآن وقت ما به زور دعا و توسل می خواهیم در را بشکنیم

و خود را به آتش جهنم دنیا بیندازیم لذا آنها نمی گذارند

 



دعا بکن ولی اگر اجابت نشد با خدا دعوا نکن و میانه ات به هم نخورد

 چون ما جاهلیم و او خبیر و عالم.


خدا کاری رااشتباه نکرده است که با دعای مابه اشتباهش پی ببردوآن رادرست کند.


بخل هم نورزیده که با التماس ما دست از بخل بردارد


و آنچه را به مصلحت ما بوده و در اثر بخل نداده بود به ما بدهد


گاهی اوقات پدر به بچه شلوغ کارش پول میدهد و می گوید برو هرچه خواستی

 برای خودت بخر.


بچه خوشحال می شود ولی نمی داند پدر چون از او خوشش نمی آمد از این راه او

 را بیرون کرد.


روی دعایت تعقل کن تا رشد کند. نکند از سن بچگی تا هشتاد سالگی همه اش

نخود چی کشمش از خدا بخوایم.


 

+ نوشته شده در  پنجشنبه یازدهم مهر 1387ساعت 13:59  توسط زهرا  | 

رضا

کسی که خود را محروم ترین افراد می داند اگر اندکی در مورد آنچه خدا به او

عطا نموده است فکر کند خود را غرق در عطاهای خدا خواهد یافت.

مساله اینجاست که ما کمتر به داده های خدا فکر می کنیم و بیشتر حواسمان دنبال

 چیزهایی است که نداریم.

آنچه را که خدا به مصلحت ما ندیده و نداده است که هرچه هم تقلا کنیم به ما

نخواهد رسید و حسرت آن بر دلمان خواهد ماند

آنچه را هم که داریم که هیچ وقت به آن نگاه نکردیم که ببینیم و لذت آن را ببریم.

لذا یک پارچه غصه و حسرت واحساس محرومیت شدیم.

همین اعضای سالم بدنمان را فکر کنیم هر کدامشان چقدر می ارزد.

اگر مثلا چشم ما در معرض نابینا شدن باشد و همه دنیا مال ما باشد

حاضر نیستیم همه ی آن را بدهیم وکور نشویم؟

سایر اعضا هم به همین ترتیب. همین بدن سالم را که خدا به ما داده حساب کنیم

روی هم چند قیمت دارد.

بالایر از آن نعمت عقل است که اگر نداشتیم نه کسی ارزشی برای ما قائل بود

و نه حتی در اموال خودمان حق تصرف داشتیم و باید قیم برای ما می گرفتند.

نعمت هدایت الهی و محبت خدا و اولیاء او که از همه بالاتر.

با این همه دارایی دیگر کسی محروم باقی میماند؟


 به آنچه خدا به شما داده است شاد باشید و برای آنچه نداده غمناک مباشید

 خیر در آن چیزی است که خدا برای ما پیش می آورد

 اگر از خدا و خوبان خدا رضا شدیم زنده زنده به بهشت می رویم

 اگر کسی میانه اش با خدا صفا باشد خداوند دست روی سرش می کشد

با خدای خودت صلح کن تا به مصلحت عالم راه پیدا کنی

 هر کس میانه اش با خدایش صفا باشد گمشده هایش را پیدا می کند

وقتی دلت از خدا رضا شود غنچه دلت می خندد و باز می شود

           آن وقت عطر و زیبایی آن آشکار می شود.

 


ای خدای من!   طاعت وبندگی ات رابه قلبم الهام کن وعصیانت راازمن دور ساز

 و آنچه ازشوق مقام توآرزومندم راه وصول اش را بر من آسان کن

خدایا! ما را در کشتی نجاتت - که ملکه شدن نفس در عبودیت وطاعت تو و

 ولایت اولیایت است - بنشان و مارا به لذت مناجات خود کامیاب گردان

و بر جویبار های محبتت وارد ساز و به ما شیرینی مقام قرب و دوستیت را بچشان.

 التماس دعا

 

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و چهارم شهریور 1387ساعت 0:38  توسط زهرا  | 

مکارم الاخلاق

گقته میشود آغاز غیبت امام زمان(عجل الله تعالی فرجه) با رفتن حضرت به درون

 سرداب خانه ی پدرشان بود

لذا شیعه که به زیارت می رود سر به درون سرداب می برد.

اگر سر به جیب و گریبان فرو بریم و در سراب درونمان بگردیم شاید حضرت را

 پیدا کنیم.

 

 

                                  قسمتی از دعای مکارم الاخلاق

پروردگارا درود بفرست بر پیامبر و آل پیامبر وبه من توفیق بده که با آن کسانی

 که با من دغلی میکنند

(به ظاهر دوستی میکنند ولی در باطن می خواهند به من بدی کنند ) با

خیرخواهی معارضه کنم.

آن کسانی که مرا ترک و رها کرده اند" دوستانی که دیگر به سراغ من

 نمی آ یند" جزای آنها را کف دستشان بگذارم

در مقابل اینکه آنها مرا ترک کردند و ترک احسان کردند من نسبت به آنها

بخشش و احسان بکنم.

پاداش بدهم آن که مرا محروم کرده است به اینکه به او ببخشم.

و مکافات بدهم هر کس با من قطع رابطه می کند و مکافات من این باشد

که آنها این رابطه را می برند من در مقابل وصل کنم آنها فصل می کنند من وصل

 کنم.

مخالفت کنم با آن کسانی که از من غیبت می کنند پشت سر من از من بدگویی

 می کنند

و مخالفتم با غیبت کن های خودم این باشد که پشت سر آنها همیشه نیکی آنان

 را بگویم.

نیکیهای مردم را سپاسگزار باشم و از بدیهای آنها چشم بپوشم.

التماس دعا

+ نوشته شده در  شنبه نهم شهریور 1387ساعت 17:51  توسط زهرا  | 

باران

عاشقان عیدتان مبارکباد

                                           اللهم عجل لولیک الفرج

با سلام . من هم اين عيد فرخنده منجي عالم و بشريت را خدمت همه تبريك عرض مي نمايم

اگر تنهای تنها شوم باز خدا هست او جانشین تمام نداشته های من است


باید این را باور داشت که همه جا و در همه حال خدا هست


ما در این کویر وحشت از معشوق خود دور ماندیم ! و خود را درگیر مسائلی

مادی کردیم ولی از اصل وجودی خود بیگانه هستیم !


یعنی هنوز قدرتهای خود را به عنوان یک انسان نمی شناسیم وحتی در

جستجوی آن نیستیم


چون انقدر قرق دنیا شدیم و خود را درگیر کردیم که وقت نداریم حتی بهش فکر کنیم

 

باران همچنان می بارد و پنجره نگاهم به سوی جاده ی انتظار گشوده است

تنهایم و در امتداد افق رد پای تو را می جویم

ای یوسف زهرا!

ای که آمدنت شاعرانه تر از غزل های دلنشین حافظ

ورویایی تر از ظهور باران در کویر نگران دنیاست.

بیا بیا که همه چشم به راهیم.........


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و چهارم مرداد 1387ساعت 10:56  توسط زهرا  |